
سخت شروع شد،
موفق شدیم
نه سرمایهی آنچنانی داشتیم، نه اسم و رسم؛ فقط یه قول داشتیم و پاش وایسادیم. همین قول ما رو رسوند به اینجا.


یکییکی
اعتماد رو با تکتک سفارشها و تکتک تماسها ساختیم
روزهای شلوغ
سفارشها هر روز بیشتر شد و هر بسته با دقت راهی یه شهر دیگه شد
مغازهی خودمون
بعد تصمیم گرفتیم مغازهی خودمون رو بزنیم تا از نزدیک کنارت باشیم
موفق شدیم
از یه کارگاه کوچیک رسیدیم به مغازهای که هر روز مهمون داره؛ و هنوز داریم رشد میکنیمارزش اصلی قو طلایی،
تویی
هر تصمیمی گرفتیم با یه سؤال شروع شد: «چطور خیالت راحتتر باشه؟»








